هوشنگ ابتهاج در سال 1306 در شهر رشت زاده شد
دوره آموزش دبستانی را در همین شهر و آموزش دبیرستانی را در تهران پایان رساند
وی مدتی را به عنوان مدیر کل شرکت دولتی سیمان تهران به کار اشتغال داشت از سال 1350 تا 1356 نیز برنامه گلهای تازه و گلچین هفته رادیو ایران را سرپرستی می کرد
او در دوران دبیرستان اولین دفتر شعر خود را به نام نخستین نغمه ها منتشر کرد
وی با سرودن شعر های عاشقانه آغاز کرد اما با کتاب شبگیر خود که حاصل سالهای پر تب و تاب پیش از 1332 است به شعر اجتماعی روی آورد

دفترهای شعر
-
نخستین نغمه ها رشت 1325
-
سراب صفی علیشاه 1320
-
سیاه مشق امیر کبیر 1332
-
شبگیر زوار 1332
-
زمین برگزیده شعر نیل 1334
-
چند برگ از یلدا تهران 1334
-
یادگار خون سرو توس 1360
-
اینه در اینه برگزیده شعر نشر چشمه 1368
| |
|
نیلوفر
ای کدامین شب یک نفس بگشای جنگل انبوه مژگان سیاهت را تا بلغزد بر بلور برکه شچشم کبود تو پیکر مهتابگون دختری کز دور با نگاه خویش می جوید بوسه شیرین روزی آفتابی را از نوازشهای گرم دستهای من دختری نیلوفرین شبرنگ مهتابی می تپد بی تاب در خواب هوسنک امید خویش پای تا سر یک هوس آغوش و تنش لغزان و خواهشبار می جوید چون مه پیچان به روی درههای خواب آلود سپیده دم بسترم را تا بلغزد از طلب سرشار همچو موج بوسه مهتاب روی گندمزار تا بنوشد در نوازشهای گرم دستهای من شبنم یک عشق وحشی را ای کدامین شب یک نفس بگشای مژگان سیاهت را
احساس
بسترم صدف خالی یک تنهایی است و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری ...
دیوار
پشت این کوه بلند لب دریای کبود دختری بود که من سخت می خواستمش و تو گویی که گالی آفریده شده بود که منش دوست بدارم پر شور و مرا دوست یدارد شیرین ... و شما می دانید آه ای اخترکان خاموش که چه خوشدل بودیم من و او مست شکر خواب امید و چه خوشبختی پک در نگاه من و او می خندید ... وینک ای دخترکان غماز گر نه لالید و نه گنگ بگشایید زبان و بگویید که از این بهتان چون شد این چشمه غبار آلوده و میان من و او اینک این درشت بزرگ اینک این راه دراز اینک این کوه باند ...
شعر نو |
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر ۱۳۸۸ ساعت 22:1 توسط مهسا
|